تبلیغات
محبان المهدی(عج)

محبان المهدی(عج)
بـایـــد وســط هفــته بیــــایی آقــــــا / دیریست که جمعه های ما تعطیل است
امام موسی كاظم (ع) از كوچه ای عبور میكرد دید صدای آواز وطرب می آید ایستاد و با نگاه تاملی به خانه و اهلش نگریست.در همین هنگام كنیزی جهت ریختن خاكروبه به درب منزل آمد،امام از او سوال كرد كه صاحب خانه عبد است یا حـــــر؟
كنیز جواب داد:آقا حر است وغلامان وكنیزان زیادی دارد.امام فرمود:معلوم است كه عبد نیست وبه راه خود ادامه داد.
كنیز داخل خانه شد،بشر از كنیز به خاطر دیر كردنش سوال كرد وكنیز واقعه را برایش تعریف كرد.در بشر تغییر حالتی ایجاد شد وباپای برهنه در كوچه ها به دنبال امام دوید،به همین دلیل بود كه لقب هافی(پای برهنه)را به او نسبت دادند وقتی به امام موسی كاظم (ع) رسید با التماس گفت:آقا آمده ام بنده باشم، چه كنم؟امام گفت برو ودین مردم را ادا كن وهر چه از راه حرام به دست آورده ای به اهلش برگردان.
بشر رفت وكار به جایی رسید كه حتی پیراهنی برای پوشاندن خود نداشت وامام برایش لباس فرستاد،اما بشر بندگی كرد و عبدالله شد.
دوستانی كه داستان بالا را مطالعه كردند در صورت امكان به این دو سوال پاسخ دهند(با ارائه ی نظراتتون ما را در امر یاری میفرمایید)
سوال اول)عبد كیست؟
سوال دوم)عبد چیست؟
 سوال سوم)بالا ترین درجه ی بندگی چیست؟

از میان پاسخ ها بهترین آن به اسم خود آن فرد نوشته میشود


[ پنجشنبه 25 آبان 1391 ] [ 09:48 ق.ظ ] [ سید محمد عجزی ] [ دلنوشته ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
نویسندگان
نظر سنجی
آیا مطلب موجود در وبلاگ برای شما موثر بود؟



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :