تبلیغات
محبان المهدی(عج)

محبان المهدی(عج)
بـایـــد وســط هفــته بیــــایی آقــــــا / دیریست که جمعه های ما تعطیل است

حضرت سلیمان كه با صحبت كردن حیوانات آشنا بود ،دو گنجشك نر و ماده را دید كه در حال حرف زدن باهم بودند.

گنجشك نر به گنجشك ماده می گفت:قدرت مرا دست كم نگیر.گنجشك ماده گفت:چرا مگر تو چه كار می توانی بكنی؟ در جواب گفت:من با همین نوكم می توانم ملك سلیمان را جابه جاكنم.سلیمان(ع) كه درحال شنیدن صحبت های این دو گنجشك بود گفت:بیایین اینجا ببینم!سپس رو به گنجشك نركردو گفت:خب،ملك مرا جابه جا كن.گنجشك نر گفت:ای سلیمان چرا گیر می دهی همه ی مردان به همسرانشان دروغ می گویند.آخر مدتی است كه او به من توجه نمی كند.

سلیمان گنجشك ماده را صدا زد وبه او گفت:چرا به او توجه نمی كنی؟ گنجشك ماده گفت:آخر در دل او جز عشق من،عشق گنجشك ماده ی دیگری هم وجود دارد.

نتیجه این داستان برای حضرت سلیمان آن است كه یك گنجشك ماده نمی تواند عشق گنجشك ماده ی دیگری را در دل معشوقش تحمل كند،پس چه طور می شود كه برای خدا كه معشوق تمامی ماست شریك دیگری توسط عاشق(ما)قائل شد؟


[ شنبه 26 اسفند 1391 ] [ 03:37 ب.ظ ] [ سید محمد عجزی ] [ دلنوشته ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
نویسندگان
نظر سنجی
آیا مطلب موجود در وبلاگ برای شما موثر بود؟



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :